یادداشت‌های نیک‌آ‌هنگ
نگاه نیک‌آهنگ کوثر به گذشته، حال وآینده
Tuesday, May 20, 2008
تبریک به فامیل دور!
ما کلا سعی می‌کنیم ژن اصفهانی‌مان را پنهان کنیم. آخر جد مادری‌مان که از خاندان کلباسی بود، از دست خویشانش فرار کرد و به خاندان نمازی شیراز متوسل شد.

ولی وقتی شیما کلباسی کتاب جاپ می کند، ژن اصفهانی‌مان باز گل می‌کند!

خلاصه شیما خانوم، کلی مبارکه!

لینک‌های مرتبطه:

هفت شهر عشق، کتاب جدید شیما کلباسی منتشر شد

Labels:

|
اگر دوست داشتید به بالاترین بفرستید Balatarin
کلاغستون
وزیر ارشاد: نادانی حق مردم است!

وزیر ارشاد کیهانی گفت، حیف است مردم با دانستن اذیت شوند و نادانی حق مردم است. ریاست جمهوری نیز با تشکر از زحمات کیهان و مسوولان کیهانی اظهار امیدواری کرد با افزایش ندانستن، بخت آبادگران برای انتخاب مجدد بالاتر هم برود.

Labels:

|
اگر دوست داشتید به بالاترین بفرستید Balatarin
پروفسور الهام

Labels:

|
اگر دوست داشتید به بالاترین بفرستید Balatarin
گفتگو با دکتر کاوه احسانی پیرامون سیاست‌های اقتصادی دولت نهم
«در دوره احمدی‌نژاد به بی‌بند و باری اقتصادی برگشته‌ایم»

نیک‌آهنگ کوثر: محمود احمدی‌نژاد از نخستین روزهای ورود به رقابت های انتخاباتی سال ۱۳۸۴، مدعی حمایت از اقشاری بود که در طول دوره‌های سازندگی و اصلاحات، بهره‌ی اقتصادی چندانی نبرده بودند. دکتر کاوه احسانی، استاد دانشگاه ایلینوی آمریکا در گفتگو با رادیو زمانه می‌گوید: «به نظر من اصلاً سیاست‌های اقتصادی آقای احمدی‌نژاد کمکی به اقشار ضعیف‌تر جامعه نکرد و سیاست‌های پوپولیستی‌شان با شکست مواجه شده است.»

Labels:

|
اگر دوست داشتید به بالاترین بفرستید Balatarin
Monday, May 19, 2008
برکناری

Labels:

|
اگر دوست داشتید به بالاترین بفرستید Balatarin
همایش سدهای بزرگ و دزدان باچراغ
کاش می‌توانستم مثل بچه آدم آنجا باشم. خیلی دلم می‌خواست.

امروز اما فقط از مطالب وبلاگی می‌توانم این همایش را دنبال کنم.

اصولا سدسازی امری شیک و "cool" است. درآمدش بالاست و نتیجه اولیه‌اش هم خیلی خوب به چشم می‌آید.

دولت‌های عقب مانده جهان سومی که می‌خواهند موفقیت‌های خود را به رخ بکشانند، آمار سدهای‌شان را منتشر می‌کنند و در کتاب‌های سال می‌آورند.

معیار سردار سازندگی بودن، ساخت تعداد زیادی سد در دورانی کوتاه بود.

امروز گندکاری سد سیوند را گردن دولت فعلی می‌اندازند ولی همه اصلاح‌طلبان و کارگزارنی جماعت در برابر واقعیت ماجرا که چه کسی کلنگ سد را زد و چه دولت‌هایی انرا ساخته اند ساکت مانده‌اند.

چرا شعور تعدادی از درس خوانده‌های حوزه آب و مهندسی عمران ما اندکی بالاتر از حد طبیعی است که نمی‌فهمند تنها راه ذخیره کردن آب، روی زمین نیست؟ احتمالا چون امکان ساخت آب انبار را در زیر زمین به آن گنده‌گی ندارند!

هنوز سران مملکت ما، از اصلاح‌طلب گرفته تا سلاح‌طلب نمی‌دانند که ۱۴ میلیون هکتار نا قابل بی مصرف مانده ما می‌تواند تبدیل به بزرگ‌ترین محل ذخیره آب مهار شده زیرزمینی در منطقه شود. در منطقه‌ای که آب روز به روز ارزشش فراوان‌تر خواهد شد.

جماعتی که مدعی تلاش برای اشتغال‌زایی هستند، خبر هم دارند که به ازای هر چهار هکتار طرح آبخوان‌داری، یک شغل ایجاد می‌شود، یعنی بیش از سه میلیون شغل...و لابد هم می‌دانند که میزان بهره‌وری این طرح در این ابعاد چقدر است...

پدرم، همین هفته آینده ۷۲ ساله می‌شود. مگر عمر نوح دارد این آدم؟ چقدر باید صبر کند و هی توی گوش قوم زبان نفهم دولتی بخواند که می‌توان به روشی کاملا ایرانی و کم خرج، آب بر لب تشنه خاک آورد؟ اما کو گوش شنوا؟ یک بیابان داغ مثل گره‌بایگان فسا را باید از نزدیک ببینند که چگونه سبز شد و مردم فراری از بی‌آبی که سر از دوبی و ابوظبی در می آورند، آنجا ماندند و کشاورزی کردند و پولدار شدند.

چندی پیش، یکی از ۵ نفر اول طرح مهار سیلاب، بازنشسته شد. مهندس رهبر این همه سال تجربه‌اش را باید با خود به دوران بازنشستگی ببرد و تاسف بخورد از بی‌شعوری مسوولان دلسوز برای افزایش متراژ خانه.

خدایش بیامرزاد، محمد پاشالی مرد عمل آن گروه ۵ نفره. آرزو به دل ماند که این بی‌مقدارها بفهمند ارزش آب چقدر است!

من برای کسی آرزوی بدی نکرده‌ام، اما برای کسانی که سدسازی بی‌منطق را بعد از انقلاب به این کشور تحمیل کرده‌اند، آرزوی تشنگی شدید می‌کنم! آرزو می‌کنم مهندسین مشاوری که می‌دانستند نتیجه عمل‌شان چه بوده و گزارش‌های دروغین و توجیه‌های اقتصادی نامربوط برای سدها تولید کرده‌اند، بعد از پایان عمر با عزت شان، پای همان سدها آرام بگیرند تا روح پرفتوح‌شان، شاههد بی‌بهره شدن شاهکار‌های‌شان باشد. آرزو می‌کنم ...

با گرم شدن تدریجی زمین، و افزایش میزان تبخیر، مطمئنا شاهکارهای مهندسی که موجب قرارگیری آب شیرین در معرض تابش خورشید شده، ثابت خواهد کرد که میزان شعور زنجیره دست‌اندرکار سدسازی ایران و از آن بالاتر، میزان شعور روزنامه‌نگاران وابسته به سدسازها و کسانی که مانع نشر واقعیت‌های سدسازی ایران شده اند، چقدر بوده است.

به نظرم کسانی که دانسته خیانت کرده‌اند، "دزدان باچراغ" بوده‌اند. کسانی که می‌دانستند سدسازی دوای درد ما نیست اما به خاطر سود هنگفت مالی و امکان سو استفاده‌های کلان، چشم تصمیم گیرندگان کم خرد را بسته نگاه داشتند.

به نظرم باید روند سدسازی در ایران کاملا نقد کرد. نقدی بی‌رحمانه. امروز دیر است که بخواهیم با قربان صدقه به "دزادن با چراغ" خسته نباشید بگوییم.

---
مطالب مرتبط

سد سازی وطنی و تصمیمات غربی

همايشي براي بررسي پيامدهاي سدهاي بزرگ

همایش سدهای بزرگ

Labels:

|
اگر دوست داشتید به بالاترین بفرستید Balatarin
شوخی شوخی ۱۱ سال شد
همین روزها بود. نشسته بودیم در تحریریه همشهری. نگران انتخابات چند روز بعد. ناطق‌نوری خیلی لایتچسبک بود. قیافه دو سه نفر طرفدار ناطق و ریشهری در تحریریه یک کمی تابلو بود.

احساس خفن بیکار شدن بعد از انتخابات عجیب اذیت می‌کرد. گاهی فکر می‌کردم بازگشت به زمین شناسی می تواند فکر خوبی باشد، اما من مرض چیز دیگری داشتم.

باز عطریان‌فر یکی دیگر از طرح‌هایم را رد کرده بود، ولی به نحوی عجیب آن طرح از ستاد "به آفرین" سر در می‌آورد و یکی از خنگول‌های دوست داشتنی برایم در باره طرح سیاه و سفیدی حرف می‌زد که تصادفا ایده‌اش مال من بود و بعدش کلی می‌خندید!

۱۱ سال گذشته و آن احساس شیطنت و هیجان هنوز دارد مرا قلقلک می‌کند.

کاش آن روز می‌فهمیدم چقدر از این واقعه بازی بوده و چقدرش واقعی.

آیا آمدن مردم پای صندوق‌های رای، تایید نظام بود و رضایت از وضع موجود و ...؟

همه چیز را به نفع خود مصادره کردن هنری است که از همه کس بر نمی‌آید.

روز دوم خرداد شاید روز پیروزی احساسی اکثریتی بود که نخواست خاموش بماند.

امروز بعد از ۱۱ سال همان احساس مثل عطری که بعد از مدت‌ها بویش به مشامت خورده، برایت زنده است.

اما امروز با احتیاط بویش می‌کنم. نمی‌خواهم این بار فریبش را بخورم! سرآب، زیباست، ولی تشنگی‌ات را رفع نخواهد کرد، چرا که آبی نیست.

Labels:

|
اگر دوست داشتید به بالاترین بفرستید Balatarin
Sunday, May 18, 2008
کرکری
واقعا لذتی بالاتر از کری خواندن وجود دارد؟

با دو سه تا از بروبچه‌ها، بصورت آنلاین کری داشته ام. برتری آنها مکانی است، یعنی ساکن ایران هستند و شرایط را فارغ از آنچه در فضای مجازی می‌آید لمس می‌کنند. خب خبرنگار ورزشی هستند!

اما برتری من بابت پیشبینی نسبتا ابلهانه‌ام بود! معلوم بود که استقلال امسال هیچکاره است، اما مگر یکی از رفقای ما توی کتش می‌رفت؟

آن یکی می‌گفت امسال سپاهان پوز پرسپولیس را کش خواهد آورد! خدایی‌اش این سپاهان امسال بدجوری همه ما کلاه‌قرمزی‌ها را اذیت کرده بود!

چیزی که امسال خیلی به دلم نشست، شخصیت قطبی بود. مایلی‌کهن وقتی شروع کرد به گیر دادن و درست کردن پرونده برای مربی جدید معلوم بود جماعت برای سفید کردن موهای مربی پرسپولیس فعال شده‌اند. افشین بعد از این همه سال زندگی خارج از ایران یادش رفته بود نقش دروغ و خدعه و ریا در ایران جقدر مهم است. مجبور شد انواعش را تحمل کند.

خلاصه‌اش از دیروز تاحالا با آین رفقای چت نکرده‌ام، اما می دانم احتمالا دچار سوزش شدید در بخش پسین شده‌اند. اگر تهران بودم، می‌بردم‌شان پیتزا پنتری ۲، اول ویلا! یک خوراک مکزیکی به خوردشان می‌دادم به روز رسوایی! تا چند روز آتش می‌گرفتنذ!

راستی، اگر بچه‌های همشهری این پست را می‌خوانند، سلام شدید مرا به حیدری و قلیچ‌خانی و علی شاکری برسانند با این قهرمانی پرسپولیس! کاردشان بزنی، خون‌شان در نمی‌آید!

در ضمن، پیروزی اینتر میلان را به آبی‌پوش‌های ایتالیایی و طرفداران‌شان در تورنتو تبریک عرض می‌شود!

Labels:

|
اگر دوست داشتید به بالاترین بفرستید Balatarin
جناب مار، در خیابان کویین، تقاطع بی
Python Place!

Labels:

|
اگر دوست داشتید به بالاترین بفرستید Balatarin
Saturday, May 17, 2008
مبارزه با سانسور به شیوه دولت نهم

Labels:

|
اگر دوست داشتید به بالاترین بفرستید Balatarin
کیف وقت اضافه
راستش اصلا زدن گل در وقت اضافه به دل آدم نمی‌چسبد! اما آیا اصفهانی‌ها وقت کشی کردند یا نه؟ اگر کردند، حق‌شان است!

البته این وقت اضافه هم در تاریخ پرسپولیس بی‌سابقه نیست! سال ۶۲ در بازی با هما، حمید علیدوستی دروازه بهروز سلطانی را باز کرد. پرسپولیس هر چه زد، به در بسته خورد. گمانم حمید سجادی آن روز بازی می‌کرد(شاید هم جلال بشرزاد). داور، بهمن بهلولی بود. نیمه دوم باز هم خبری نشد تا اینکه در دقیقه ۹۲ ، علی پروین از کنار نیمه زمین، با شوتی زمینی، دروازه هما را فرو ریخت.

گل زیبا بود، ولی معلوم بود که بهلولی به قرمزها لطف کرده. بازی یک-یک شد.

این وقت اضافه هم البته اعصاب خرد می‌کند. بازی استرالیا را یادتان می‌آید؟

از نظر من پرسپولیسی که ۶ امتیازش را از قبل دزدیده بودند، قهرمان بود. هر چقدر هم آبی‌های رده ۱۳ یا زردپوش‌ها داد و فریاد کنند، خودشان می دانند که امسال پرسپولیس بیشتر از آنها امتیاز کسب کرده بود.

خلاصه، کیف همه‌تان کوک!

Labels:

|
اگر دوست داشتید به بالاترین بفرستید Balatarin |
اگر دوست داشتید به بالاترین بفرستید Balatarin
Blog Flux Directory Web Blog Pinging Service PsycHo: Free Template Generator
Get FireFox!
XHTML Validator
Button Creator for free - make 80x15 and 88x31 in seconds